روستای کنگ ، سال ۱۳۴۸ سه سال از آن شب گذشته برخی خانه ها متروکه میشوند و برخی فراموش ، اما برخی خانه ها... از آن شبی مالک رخت عذای دخترش را تن کرد تا الان هیچکدام از اهالی روستا شجاعت نزدیک شدن به خانه او را نداشتند عده ای میگویند صدا های عجیبی که از خانه مالک شنیده میشود از زمانی که به آن مرد دیوانه پناه داد شروع شد عده ای میگویند بعد از مرگ دخترش... عده ای میگویند اطراف خانه صدای دختر مالک را شنیده اند اما هیچکس دقیقا نمیداند داخل آن خانه چه خبر است مالک آخرین امید خود را به رفیق قدیمی اش حاج محمود گره زد و نامه ای به او نوشت تا تغاضای کمک کند حاج محمود گروهی از خبره ترین ساحران و رمال ها در علوم کهن غریبه را به خانه مالک فرستاد
اتاق فرار
4.95
مهرشهر . کرج
از
450,000
تومان



نظرات
نظرشما برای ما مهم است.
تجربه خود را به اشتراک بگذارید و امتیاز بگیرید.
خلاصه نظرات
0.00
از 0رای
میانگین امتیاز
0.00
اتاق فرار هم پیمان از 0 رای
نظرات بازیکنان
مرتب سازی: